أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
831
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
و چرب . ابو حنيفه گويد : برگ نبات قلقلان از درون سرخ باشد و از بيرون سبز بود . قلقل نباتى ديگر است ؛ بيخ نبات قلقل آن است كه در كتب طب اطباء او را « مغاث » گويند و چون استخوانى از جايى بر جايى شود و بيرون آيد ، او را بر آن موضع ضماد كنند ، منفعت كند 7 . صهاربخت گويد : قلقلان « تخم انار دشتى » 8 است و او را « بسيار دانه » 9 نيز گويند . ابو حنيفه گويد : دانهء قلقل همچند دانهء لوبيا باشد به مقدار ، طعم او شيرين باشد و خوش ، و باه را تقويت كند . ارجانى 10 گويد : [ دانه ] قلقل به فلفل سفيد مشابهت دارد ، قدرى از دانهء معصفر 11 بزرگتر بود ، رنگ او سپيد باشد و گردى او تمام نباشد . چون شكسته شود از ميانهء او مغزى بيرون آيد كه به لون سپيد بود ، طعم مغز او خوش بود و چرب باشد و منى را زيادت كند . ( 1 ) . Cassia tora L . ؛ نك . شمارهء 293 ، يادداشت 1 . ( 2 ) . قلقل ، قلاقل و قلقلان مترادف يك گياهاند ، لسان العرب ، XI ، 567 ؛ عيسى ، 1 43 . ( 3 ) . اين شعر در نسخهء فارسى تحريف شده است ؛ قس . لسان العرب ، XI ، 567 . ( 4 ) . دانهء كنجد ، نك . شمارهء 264 ، يادداشت 3 . ( 5 ) . لسان العرب ، XI ، 567 : « گويندهاى شعر « رجز » گفته و ابو عمرو آن را براى ليث انشاد كرده است » . ( 6 ) . نسخهء فارسى : بقلقل ، بايد خواند بفلفل . ( 7 ) . قس . ابن سينا ، 411 . ( 8 ) . تخم انار دشتى - ترجمه « بزر الرمان البرى » عربى ، كه مترادف « حب القلقل » است ، نك . شمارهء 293 ، يادداشت 2 . ( 9 ) . طبق I ) Vullers ، 243 ) بسياردان - انار دشتى و بسيار دانه - ماش دشتى . ( 10 ) . پيش از اين ، عنوان « خاصيت » آمده اما در پى آن فقط توصيف « دانه » است و به همين جهت از ترجمهء « خاصيت » چشم پوشيديم . ( 11 ) . معصفر ، نك . شمارهء 708 . 859 . قليميا 1 جالينوس گويد : يكى از انواع قليميا آن است كه از دود جوهر مس 2 حاصل آيد و ديگرى از جوهر نقره و سه ديگر از جوهر مار قشيثا 3 . بعضى از قليميا آن است كه در